تبليغاتX
سفیدرود میزبان نسل ها

سفیدرود میزبان نسل ها

روانشناسی ، اجتماعی ؛ کمی تا قسمتی هم 30یا30

اخلاق خودت رو پیدا کن
 
كارل گوستاو يونگ روانشناس شهير سويسي  فكر مي كند كه اخلاق دو جور است : اخلاق بردگي و اخلاق اربابي.

اخلاق بردگي يعني همين چيزي كه 90 درصد مردم بهش معتقدند؛ اخلاقي كه مي گويد در مهماني ها و جمع فاميل لبخند بزن، اگر عصباني مي شوي ، خوددار باش و فرياد نزن ، وقتي دخترعمويت بچه دار مي شود برايش كادو ببر،وقتي دوستت ازدواج مي كند بهش تبريك بگو ، وقتي از همكارت خوشت نمي آيد ، اين را مستقيم بهش حالي نكن،براي اين كه دوستت ، همسرت ، برادرت ناراحت نشوند خودت را ،عقايد و احساساتت را سانسور كن ، براي به دست آوردن تأييد و تحسين اطرافيان ، لباسي را كه دوست داري نپوش ،اگر لذتي برخلاف  عرف و قوانين جامعه بشري است آن را در وجودت بُكُش و به خاك بسپار، فداكار، مهربان ، صبور، متعهد ، خوش برخورد و خلاصه ، همرنگ و همراه و هم مسلك جماعت باش...

اما اخلاق اربابي ، كاملا متفاوت است.افرادي كه به اخلاق اربابي پايبندند، از نظر روانشناسي ، آدم هايي هستند كه به بالاترين حد از بلوغ رواني رسيده اند و قوانين اخلاقي را نه از روي ترس از خدا و جهنم و قانون و پليس وهمسر و پدر و مادر و نه به طمع پاداش و تشويق اجتماعي، كه برمبناي وجدان خودشان تعريف مي كنند. البته وجدان شخصي اين افراد ، مستقل ، بالغ ، صادق و سالم است ، اهل ماست مالي و لاپوشاني نيست ، صريح و بي پرده است و با هيچكس ، حتي خودشان تعارف ندارد. بزرگترين معيار خالقان اخلاق اربابي براي اعمال و رفتارشان، رسيدن به آرامش و رضايت دروني است. اخلاق اربابي مرزهاي وسيع و قابل انعطافي دارد و هرگز خشك و متعصب نيست. براي توده هايي كه مقيد و مأخوذ به اخلاق بردگي هستند ، اخلاق اربابي ، گاه زيبا و تحسين برانگيز ، گاهي گناه آلود و فاسد و در اكثر مواقع گنگ و نامفهوم است.

يونگ مي گويد افرادي كه به اخلاق اربابي رسيده اند تاوان اين بلوغ را با تنهايي و طرد شدگي پس مي دهند. آنها به رضايت دروني مي رسند ولي هميشه براي اطرفيانشان ، دور از دسترس و غيرقابل درك باقي مي مانند.
کدوم بودی؟ فردی با اخلاق بردگی یا فردی با اخلاق اربابی
+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم اردیبهشت 1391ساعت 15:15  توسط ضرغام مهرگانفرد  | 

آماده موفقیت هستی یا نه؟

گفتیم اعتماد به نفس، انعطاف‌پذیری، امید و خوش‌بینی. این چهارمعجون ذهنی، که دانشمندان آن را سرمایه روانی می‌نامند مهم ترین بستر موفقیت هستند. اکنون آخرین گامهای موفقیت را براتون گذاشتم ببینم چکار میکنی! این گوی و این میدان!

۵. اهدافی دست‌یافتنی در نظر بگیرید.

مطمئن شوید که اهدافی که در نظر گرفته‌اید، برای شما با ارزش و با معنا هستند و از رسیدن به آن‌ها احساس خوشایندی خواهید داشت. سعی کنید اهدافی چالش‌ برانگیز در نظر بگیرید، اما در عین حال اهدافتان باید واقع‌گرایانه باشند. اگر زیادی بلندپرواز باشید، به راحتی شکست خواهید خورد. بعد از مشخص کردن هدف درست، روند پیش‌رفتتان را ثبت کنید. به این ترتیب در هر زمان می‌توانید به عقب نگاه کنید و ببینید که چقدر پیش‌رفت داشته‌اید. دیدن این روند می‌تواند انگیزه مناسبی برای ادامه دادن مسیر باشد.

۶. در حق دیگران نیکی کنید.

روشی که لوتانز پیشنهاد می‌کند این است: سه دست‌بند پلاستیکی دور یکی از مچ‌های دستتان بیندازید و هر بار که کار خوبی برای کسی انجام دادید، یکی از دست‌بند‌ها را به مچ دست دیگر منتقل کنید. این دست‌بند‌ها نقش این را دارند که به شما یادآوری کنند که قبل از تمام شدن روز، باید برای سه نفر خوبی کنید.

۷. به جای خریدن وسیله، پولتان را صرف تجربه‌های جدید بکنید.

بهتر است دست از جمع کردن وسایل لوکس اما غیر ضروری بردارید و پولتان را صرف تجربه‌ای کنید که هم احساس بهتری به شما می‌دهد و هم در آینده بیشتر به کارتان خواهد آمد. لوتانز می‌گوید: حتی بهتر است این پول را صرف حل کردن مشکلات بقیه بکنید. چنین کاری باعث می‌شود احساس مفید بودن داشته باشید.

موفقیت از غیب نمیاد حاصل تلاش و پشتکار هر فرد هست .....تا بعد

+ نوشته شده در  جمعه هشتم اردیبهشت 1391ساعت 20:27  توسط ضرغام مهرگانفرد  | 

هفت قدم  تا موفقیت 

کسانی که در زندگی و کارشان موفقند، معمولاً ترکیبی ویژه‌ای از این چهار چیز را دارند: اعتماد به نفس، انعطاف‌پذیری، امید و خوش‌بینی. این معجون ذهنی، که دانشمندان آن را سرمایه روانی می‌نامند، نشان‌دهنده میزان ظرفیت ما برای غلبه بر مشکلات و حرکت به سوی آرزو‌هامان است. عجیب نیست که داشتن مقداری کافی از این سرمایه منجر به موفقیت در زندگی خصوصی و شغلی خواهد شد.

با وجود اینکه آدم‌های مختلف میزان متفاوتی از این سرمایه را دارند، اما این پتانسیل روحی همیشه ثابت نیست و می‌توان به کمک روش‌هایی، که در ادامه خواهد آمد، آن را تقویت کرد. شما می‌توانید سرمایه روحی خود را افزایش دهید و نکته کلیدی برای این کار، عوض کردن عادت‌های همیشگی تان است. اینکه تصمیم بگیرید نگاه‌تان به آینده را عوض کنید، بی‌فایده است.

فرد لوتانز و پیتر هارمز، محققان دانشگاه نبراسکا بر این باورند که باید ذهنیت مثبت به آینده را باید از طریق رفتار درست، در ذهن کاشت. روش‌هایی که آن‌ها پیشنهاد می‌کنند از این قرار است:

۱. یک نامه قدردانی بنویسید.

آدم‌ها و چیزهایی که بیش از همه نسبت به آن‌ها احساس قدر‌شناسی می‌کنید، در نظر بگیرید و آن‌ها را بنویسید. اگر دوست دارید می‌توانید برای شخصی که بیشتر از همه به گردن شما حق دارد، نامه بنویسید.

بهتر است این نامه خطاب به یک گیرنده خاص نوشته شود، اما اگر برای این کار احساس خوبی ندارید و راحت نیستید، می‌توانید تمام چیزهایی را بنویسید که خوب پیش می‌روند یا احساس می‌کنید که به خاطر داشتنشان خوشبختید. زمان مشخصی از شبانه‌روز را به این کار اختصاص بدهید. مثلاً هر شب قبل از این‌که به خواب بروید، چیزهای خوبی که اتفاق افتاده را فهرست کنید و بنویسید که چرا به خاطرشان خوشحالید. ما معمولاً زمان زیادی را صرف ترس‌ها و مشکلاتمان می‌کنیم. این موضوع طبیعی است، چرا که مشکلات چیزهایی هستند که باید راه حلی برای آن‌ها بیابیم. اما اگر شروع به شمردن چیزهای خوبمان بکنیم، می‌بینیم که چقدر خوش‌شانس هستیم.

۲. در زندگی به دنبال چیزهای خوب باشید.

سعی کنید موقعیت‌هایی را که شما در آن‌ها احساس راحت بودن دارید، بیابید. زمانتان را با کسانی بگذرانید که شما را دوست دارند و از شما حمایت می‌کنند. اگر کسانی را می‌شناسید که احساس ناخوشایندی در شما ایجاد می‌کنند، با آن‌ها مراوده نکنید. هارمز می‌گوید: «با این‌که انتقاد و نکوهش می‌تواند چیز خوبی باشد، اما اگر دائماً تکرار شود، غالباً آزاردهنده است.»

۳. آرامش را فراموش نکنید.

ورزش روزانه را فراموش نکنید، حتی اگر زمان بسیار کوتاهی برای این کار داشته باشید. اگر روزانه پانزده دقیقه را صرف ورزش و آرام شدن بکنید، علاوه بر این‌که در طی روز شاد‌تر خواهید بود، از نظر فیزیکی هم احساس بهتری خواهید داشت. لوتانز می‌گوید که به اندازه کافی خوابیدن هم به شما کمک خواهد کرد.

۴. نسبت به مشکلات، دید گسترده‌ای داشته باشید.

مشکلاتتان را درست ببینید. هارمز یادآوری می‌کند: «هر مشکلی پایان دنیا نیست.» او اضافه می‌کند که بیشتر ما تقریباً هر روز نگران مسائل و مشکلات نسبتاً کوچکی هستیم. مشکلات شما نسبت به مشکلات کسانی که شغلشان را از دست داده‌اند، در آستانه طلاق هستند و یا بیماری لاعلاجی دارند، بسیار کوچک‌تر جلوه خواهد

۴ قدم موفقیت رو گفتم بقیه بعدی رو در پست بعدی

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم فروردین 1391ساعت 18:35  توسط ضرغام مهرگانفرد  | 

کی عصبانی نمیشه؟

مهارت‌های کنترل عصبانیت را بیاموزید تا استرس را در خود کاهش دهید. یکی از بزرگ‌ترین موانع در راه تحقق موفقیت شخصی و شغلی عصبانیت می‌باشد.

وقتی نمی‌توانیم عصبانیت خود را کنترل نمائیم از چند جهت دچار آسیب می‌گردیم:

▪ عصبانیت توانائی ما را برای خوشحالی از بین می‌برد، زیرا عصبانیت و خوشحالی در تضاد با یکدیگر هستند.

▪ عصبانیت موجب خارج شدن روابط خانوادگی و دیگر روابط از مسیر صحیحشان می‌گردد.

▪ عصبانیت موجب کاهش مهارت‌های اجتماعی، سازش و مصالحه شده و دیگر روابط را نیز در معرض خطر قرار می‌دهد.

▪ عصبانیت به معنای از دست دادن کار است، زیرا روابط را نابود می‌کند.

▪ همچنین عصبانیت به معنای شکست در کاری است که در صورت عدم عصبانیت و داشتن خلقی نرم‌تر می‌توان موفقیتی در پی داشت.

‌▪ عصبانیت منجر به افزایش فشار و استرس می‌گردد (و این رابطه دو طرفه است عصبانیت منجر به افزایش استرس و استرس موجب عصبانیت بیشتر است).

▪ در هنگام عصبانی بودن ما دچار اشتباهات بسیار می‌گردیم، زیرا پردازش اطلاعات در آن هنگام برای ما مشکل می‌باشد.

▪ اکنون افراد از خطرات عصبانیت و نیاز برای مدیریت و کنترل آن با سوختن مهارت‌ها و راهکارهای لازم آگاهی یافته‌اند.

برای برخی از افراد مدیریت و کنترل عصبانیت آسان و راحت است.

آن‌ها نیز عصبانی می‌کردند. در واقع همه افراد عصبانی می‌گردند، اما کنترل آن برای برخی آسان‌تر است. اکثر افراد نیاز به یادگیری و رشد مهارت‌های کنترل عصبانیت دارند.

● مهارت‌های کنترل عصبانیت را در خود رشد و توسعه دهید
افرادی که کنترل عصبانیت در آن‌ها سخت و دشوار است نیاز به برنامه‌ای برای کنترل عصبانیت دارند. نکات زیر، مسائل مهمی می‌باشند که به شما در کنترل عصبانیت کمک می‌کنند. این نکات را به خاطر سپرده و به‌کار بندید.

 نکته اول در کنترل عصبانیت
این سؤال را از خود بپرسید:» آیا این موضوع ده سال دیگر هم برایم مهم است؟ «به این وسیله می‌توانید مسئله را از دیدگاهی آرام‌تر بنگرید. 

نکته دوم در کنترل عصبانیت
از خود بپرسید:» بد‌ترین نتیجه مورد عصبانیت من چیست؟ «اگر کسی در پای صندوق فروشگاه از شما سبقت گرفت، سپری کردن سه دقیقه بیشتر، مسئله‌ای آنچنان مهم نمی‌باشد. 

نکته سوم در کنترل عصبانیت
تصور کنید که خود شما نیز‌‌ همان کار (کاری که موجب عصبانیتان شده است) را انجام می‌دهید. با خود رو راست باشید. قبول کنید که گاهی اوقات شما نیز جلوی یک راننده دیگر درمی‌آئید... بعضی مواقع این مسئله تصادفی است. آیا نسبت به خود نیز عصبانی می‌شوید؟ 

نکته چهارم در کنترل عصبانیت
از خود بپرسید:» آیا طرف مقابل این کار را به‌طور عمدی نسبت به من انجام داده است؟ «در بسیاری از مواقع متوجه خواهید شد که این مسئله فقط در اثر بی‌دقتی و تعجیل رخ داده و کسی نمی‌خواسته شما را ناراحت کرده و بیازارد. 

نکته پنجم در کنترل عصبانیت
سعی کنید قبل از گفتن هر کلامی تا عدد ده بشمارید. انجام این کار رابطه مستقیمی با عصبانیت ندارد ولی می‌تواند صدمات ناشی از عصبانیت را به حداقل برساند. 

نکته ششم در کنترل عصبانیت
شمارش تا ده را با روش‌های جدید و بهتر انجام دهید مثلاً این کار را با یک تنفس که در عمق بین هر شماره عملی سازید. تنفس عمیق - از دیافراگم - به افراد کمک می‌کند تا احساس راحتی کنند. 

نکته هفتم در کنترل عصبانیت
می‌توانید سرعت شمارش اعداد را کند‌تر سازید. مثل شمارش شیوه قدیمی، یک کشتی بخار، دو کشتی بخار و... شاید شمارش کشتی بخار زیاد خوشایند نباشد، به‌جای آن می‌توانید بشمارید: یک شکلات، دو شکلات و.. و یا هر چیز دیگری که برای شما خوشایند و خنده‌دار باشد. 

نکته هشتم در کنترل عصبانیت
تجربه‌ای آرامش‌بخش را تجسم نمائید. چشمانتان را ببندید و در ذهن خود سفر کنید. این کار را در مکان‌های امیدبخش و به دور از استرس انجام دهید.

 من ، تو ، او ، ما ، شما ، ایشان همه عصبانی میشیم اما مدیریتش مهمه ........تا بعد

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم اسفند 1390ساعت 0:47  توسط ضرغام مهرگانفرد  | 

آیا ازدواج عاشقانه با شکست مواجه می شود؟!

رویاپردازی‌های روزانه در نوجوانان و جوانان هر دو جنس وجود دارد اما در دختر‌ها زود‌تر آغاز می‌شود. این رویاپردازی‌ها با توجه به ویژگی‌های جنسیتی هر فرد، تربیت خانوادگی و فرهنگ حالات خاصی به خود می‌گیرند.

یکی از تصورات غیرواقع بینانه در مورد ازدواج تجربه شادکامی و چیزی است که از آن با عنوان خوشبختی نام می‌برند. ازدواج به همراه خود تاثیرات روان‌شناختی بسیاری دارد اما در بعضی از موارد قبل و بعد از ازدواج انتظارات متفاوتی را طلب می کند. 

یکی از عناصر خیالپردازی‌های عاشقانه روزانه خیالپردازی‌های اسطوره‌ای و سمبولیک است. در واقع انتظارات عاشقانه می‌تواند واقع بینی ما را به خطر بیاندازد. برای همین هم بسیاری از ازدواج‌ها با شکست روبرو می‌شوند.

درواقع انتظار نابجا از اثرات ازدواج می‌تواند تاثیر مخربی برجای بگذارد. حل تمام ناکامی‌های فردی،غرق شدن دررویای  فرد مقابل و رسیدن به امنیت همیشگی اثرات دایمی ازدواج نیست.

یکی از موارد شایع، حل کردن مشکلات با ازدواج است. اگرچه ازدواج برای شلختگی، بی‌کاری و بی‌مسئولیتی محرک خوبی محسوب می‌شود اما الزاماً شرایط کاملی برای تغییر ایجاد نمی‌کند. این‌‌ همان توهمی است که‌گاه خود زوج‌ها به آن مبتلا می‌شوند و از اختلافات با تکیه به تغییراتی که می‌پندارند می‌توانند در همسر آینده خود ایجاد کنند چشم پوشی می‌کنند. برای مثال می‌پندارند که بعد از ازدواج می‌توانند عقیده یا نوع پوشش فرد مقابل را تغییر دهند.

یکی از تصورات کلی هر دوجنس دیدگاه آن‌ها نسبت به یکدیگر است. درواقع بسیاری از افراد تصورات تحریف شده‌ای نسبت به جنس مقابل دارند که می‌تواند شادکامی آن‌ها را تحت تاثیر قرار دهد. در واقع بسیاری از افراد به دلیل گرایش‌های جنسیتی فرد مقابل را قابل تحسین، مهربان و جذاب دریافت می‌کنند، در صورتی که پندار آن‌ها به تحقق نمی‌پیوندد و اسطوره پیش از ازدواج تا حد فرد معمولی و حتی پایین‌تربعد از ازدواج نزول پیدا می‌کند.

ازدواج می‌تواند بستری برای کامیابی باشد. می‌تواند آرامش را به انسان هدیه کند اما بایستی انتظاراتمان را در مورد ازدواج و زندگی مشترک مورد بررسی قرار دهیم. هراندازه که از زمین فاصله می‌گیریم به آسمان نزدیک‌تر می‌شویم، اما یادتان باشد سقوط هم به همین اندازه دردناک‌تر و خطرناک‌تر است

 البته شما ازدواجتون که این طورنبود!

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1390ساعت 0:7  توسط ضرغام مهرگانفرد  | 

ببین هورمونها چگونه شما را عاشق می کنند!!!!

   همه مرد و زن‌هایی كه با هم ازدواج می‌كنند، دوست دارند زندگی‌شان دوام داشته باشد. دانش امروز نشان می‌دهد احتمالا نوع عمل هورمون‌های ما در داشتن یك زندگی سعادتمند دخیل هستند.
         سال‌هاست كه علم در حال كاوش منشأ عصبی- زیستی احساسات ماست. داستان پریان پر است از عشق در اولین نگاه، ازدواج، بچه‌دار شدن، خوشبخت زندگی كردن و مرگ. باوجود مشغله‌های دنیای امروز، داشتن چنین زندگی‌ای، آرزوی هر زوجی است...
.

            در اولین برخورد، بدن شما و فرد مقابلتان اطلاعات متفاوتی را رد و بدل می‌كنند. تبادل اطلاعات با فرومون‌ها، نوعی تركیبات حیاتی كه از غدد لنفاوی زیر بغل و اطراف اندام‌های جنسی ترشح می‌شوند، انجام می‌‌گیرد. فرومون‌های آزاد شده از بدن فرد این اطلاعات را به طرف مقابل در غده‌ای واقع در زیربینی انتقال می‌دهند. به دلیل همین تركیب‌های حیاتی است كه هر فردی بوی مخصوص به خود را دارد و طرف مقابل قادر به تشخیص این بو است. زنان بهتر از مردان می‌توانند از روی بوی بدن افراد به اطلاعات آنها دست پیدا كنند و مثلا میزان جاذبه جنسی یا خیانتكار بودن یا نبودن مردان را تشخیص دهند.

       بعد از طی مرحله نخست، در صورتی كه نگاه، خنده یا ژستی از فرد مقابل باعث جذب زن یا مرد شود، شخص احساس می‌كند عاشق طرف مقابل است. دلیل آن هم افزایش آدرنالین در بدن است كه فعالیت مغزی را افزایش می‌دهد و باعث می‌شود فرد احساس خوبی داشته باشد.

     وقتی فردی حس می‌كند عاشق طرف مقابل شده، حالت سرخوشی به او دست می‌دهد و این حالت نتیجه فعالیت فنیل اتیل آمین یا نوعی آمفتامین مغزی طبیعی است كه در شكلات هم وجود دارد و انرژی و اشتیاق فرد را افزایش می‌دهد. البته اثر فنیل اتیل آمین دوام چندانی ندارد و برای اینكه این حالت در فرد بماند به فعالیت‌هایی نیاز است تا دوباره سبب ترشح آن شوند.

طبیعت برای آنكه شما را همچنان مجذوب همسرتان نگه دارد، ماده دیگری در گنجه دارد. دوپامین، حامل عصبی، مسبب حس خوشبختی و آرامش است. اكسی توسین هم هورمونی است كه «بانوی عشق» لقب گرفته است. صدای فرد مورد علاقه، خاطرات شیرین، حتی یك نگاه مهربان باعث ترشح این هورمون در بدن می‌شود. اكسی توسین به‌مقدار بسیار زیادی در اولین رابطه عاشقانه در بدن ترشح می‌شود و البته این هورمون عامل انقباض‌های دوره زایمان است.

            وقتی دو نفر به هم وابسته می‌شوند و اعتماد كامل بینشان شكل می‌گیرد، ترشح این هورمون در بدن آغاز می‌شود و در حقیقت می‌توان گفت این هورمون جزو معدود هورمون‌هایی است كه ترشح آنها نه تنها دلایل فیزیولوژیك، بلكه احساسی دارد. اكسی توسین باعث وابسته شدن و عشق دو فرد به هم می‌شود وافراد را به داشتن رابطه زناشویی مكرر، یك زندگی بادوام، داشتن فرزندان و...ترغیب می‌كند. شاید این سوال در ذهنتان پیش بیاید كه با وجود ترشح این هورمون، چطور همسران عشق را فراموش می‌كنند و جدا می‌شوند؟

در جواب باید گفت برای ترشح مداوم این هورمون لازم است كه زوجین دینامیك و فعال باقی بمانند. به مرور زمان میزان دوپامین ترشحی بدن كاهش می‌یابد و از میزان اشتیاق كاسته می‌شود.

برای افزایش آن لازم است زن و مرد خلاق باشند و مدام در مورد خاطرات یا آرزوهایشان صحبت كنند. هر جرقه‌ای می‌تواند سبب ترشح اكسی توسین شود. اگر جرقه‌ای نباشد، طبیعی است كه به مرور آتش خاموش می‌شود.

برای تداوم زندگی، ایجاد خلاقیت و تازگی بر عهده جنس مونث است در غیر این صورت عشق به راحتی از بین می‌رود و كاری از دست هورمون‌ها برنمی‌آید.

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم بهمن 1390ساعت 14:19  توسط ضرغام مهرگانفرد  | 

امروز دو عادت بد رو میگم راستی تا حالا چند تاشو پالایش کردی؟

 زودباوری....................
ساده لوحی و سطحی نگری یکی از دلایل اصلی عقب ماندن در زندگی و صدمات فرهنگی، مالی و اعتقادی بشمار می‌رود. در دنیایی که همگان در پی انتفاع شخصی خود هستند نباید هر چیزی را که شنید، خواند و یا حتی دید، بسادگی باور کرد. کمی اندیشه و تعقل برای باور هر موضوعی لازم است. در واقع کسانی که کلاه برداری می‌کنند نه بخاطر زرنگیشان، بلکه بدلیل ساده لوحی افرادی که کلاه سرشان می‌رود، به اهداف خود می‌رسند. خرد ورزی در ایجاد باور‌ها و تثبیت آن‌ها یکی از خصایص مهم انسان‌ها است.

 ندیدن تصویر بزرگ.........
ندیدن تصویر بزرگ و غرق شدن در امور روزانه زندگی که همیشه در حال تکرار شدن هستند و مشغولیات کم اهمیت، مانعی جدی در برابر افق دید انسان برای مشاهده دوردست‌ها و آرزوهای بزرگ ایجاد می‌کند. افرادی که در لاک روزمرگی خود فرو می‌روند و یک زندگی بی‌حرکت و روتین برای خود ایجاد می‌کنند همیشه در موقعیت فعلیشان باقی می‌مانند و هیچ پیشرفتی در زندگی آن‌ها دیده نمی‌شود.

 بسه یا بازم بگم البته عادت های بد ما تمامی نداره

+ نوشته شده در  جمعه هفتم بهمن 1390ساعت 0:39  توسط ضرغام مهرگانفرد  | 

 

 بی‌تفاوتی .....

بی‌توجهی و بی‌تفاوتی به محیط اطراف و نزدیکان به شدت در حال باب شدن است. اغلب سر در کار خود دارند و توجهی به آنچه که در پیرامونشان می‌گذرد ندارند و یا اگر اندک التفاتی است با بی‌تفاوتی از آن رد می‌شوند: در گوشه‌ای دو نفر در حال نزاع خونین می‌باشند ولی افراد حاظر در محل تنها به تماشای ماجرا اکتفا می‌کنند، شخصی خود را بدون نوبت در جلوی صف جا می‌کند ولی تنها عده معدودی به این عمل او معترض می‌شوند، فروشنده‌ای بابت اجناس خود مبالغ خارج از عرف از مشتریانش دریافت می‌کند اما کمتر کسی اعتراض می‌کند، همسایه‌ای از فرط فقر شب‌ها گرسنه می‌خوابد ولی همسایه‌اش با بی‌تفاوتی از او می‌گذرد، فرد سالخورده‌ای در اتوبوس بدون صندلی مانده و هیچکس حاظر نیست جایش را به او بدهد، در ‌‌نهایت باید دانست: بنی آدم اعضای یک پیکرند... راستی شما همسایه طبقه بالا یا پایین خود را می‌شناسید؟! در برابر آنچه که در اطرافتان می‌گذرد هوشمندانه و با چشمانی تیزبین نظاره گر باشید!

 وباز هم منتظر بعدی باشید 

+ نوشته شده در  جمعه سی ام دی 1390ساعت 14:56  توسط ضرغام مهرگانفرد  | 

 

عادت بد دوم هم بر میگرده به استفاده زیاد از کلمات (حرافی)٫ باز هم دنبالم بیا.........
 

 اغلب مردم عمل گرا نیستند و بیشتر ترجیح می‌دهند حرف بزنند. حرفهایی که به ظاهر زیبا و دلربا هستند اما عملی کردن آن‌ها قدری مشکل می‌نماید. اکثر ما عادت کرده‌ایم دیگران را نصیحت کنیم، نظرات سازنده خود را ابراز کنیم، از دیگران انتقاد کنیم، ولی هیچ‌گاه حاضر نیستم اصلاح را از خود شروع کنیم و به اعتقاداتمان از جنبه عملی بنگریم. کوچک‌ترین قدمی برنمی داریم و فقط شعار می‌دهیم و انتظار داریم دنیا با کلمات ما بهتر شود. آیا تا به حال فکر کرده‌اید که از این همه حرف بدون عمل چه چیزی نصیبمان شده و یا خواهد شد؟ آیا قدمی هرچند کوچک برای رسیدن به اهدافتان برداشته‌اید؟ اهدافی که خودتان منتفع شوید و نه حتی دیگران؟

و همچنان ادامه دارد

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم دی 1390ساعت 1:7  توسط ضرغام مهرگانفرد  | 

میخواهم عادت هایی که خوب نیستند را معرفی کنم تا کم کم روان خود را پالایش کنیم موافقید؟. پس دنبالم بیا...........

 از خود تعریف کردن

از قدیم گفته‌اند «درخت هرچقدر بارش بیشتر باشد افتاده‌تر است.» مثلی که در شرایط فعلی عکس آن مصداق پیدا کرده است. برخی مردم بطور مداوم در حال منم منم کردن، لاف زدن و بالا بردن شأن و شخصیت خود هستند و اینگونه می‌خواهند وجاهتی، ولو کاذب، در میان دیگران کسب کنند. مرتب از کلمه «من» استفاده می‌کنند: «من از همه بیشتر می‌فهمم»، «من خیلی زیبا هستم»، «من فقط می‌توانم»، «من فلان جا آشنا دارم بیچاره‌ات می‌کنم!»، «من درست می‌گویم.» خود شیفتگی و اعتماد بنفس بیش از حد در این افراد توهم خودبر‌تر بینی را در آن‌ها تقویت می‌کند و باعث بروز چنین رفتارهایی می‌گردد.
بسه هر پست یک عادت تا خسته نشی

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم دی 1390ساعت 1:0  توسط ضرغام مهرگانفرد  | 


سخن روز
Google Pagerank Checker Tool

مرجع ابزارهای وبلاگ نویسان